قهرمان ميرزا عين السلطنه

3345

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سختى علوفه - يك ذرع برف جمعه 29 ربيع الاول - از ديروز صبح شروع به آمدن برف نمود تا غروب و اين برف بىاغراق سه چهار يك بود . هوا هم سرد و يخ‌بسته بود . غروب از شدت برف ممكن نشد پشت‌بامها را يكى يكى بنابر تقسيمى كه زواركيها دارند پاك كنند . سه‌تا سه‌تا ، چهارتا چهارتا به كمك هم آخر الامر پاك كردند . مجددا شروع به آمدن برف كرد تا ساعت چهار از شب رفته و از يك چارك متجاوز به زمين نشست كه از صبح تا چهار از شب رفته يك ذرع علاوه برف آمد . تمام حشم مردم هلاك خواهد شد . من يك « طايه » علف داشتم و مالهاى خودم بىكاه و علف هستند . روزى نيست بيست نفر پانزده نفر به التماس و زارى نيايند . علف براى عيدى شفيع آتانى آمده بود . دختر ملا مختار برادرش را براى پسرش عروسى مىكرد . دختر مايل پسر جمال بود فرار مىكند مىرود استله‌بر از آنجا بادشت . مختصر افراسياب خان بيست تومان از پسر جمال سى تومان ، از آن بادشتى پانزده تومان از شفيع مىخواهد . شفيع آمده از من گرفت و داد و عروس را برد . حالا براى علف آمده بود . آخر يك‌بار علف عيدى دادم . علف امروز اقاقياى هندى شده و به قيمت و نايابى زعفران . همه يقين دارند كه تلف مىشوند . كريم شيره‌اى كريم شيره‌اى در طهران بود كه من در اوايل عمرم او را ديده بودم . مرد بامزه خوش‌صحبت شوخى بود با تمام اعيان آمدوشد داشت و از همه وظيفه [ مىگرفت ] . شب عيد الاغى داشت سوار مىشد و گلدانهاى گل نرگس براى مردم مىبرد . وظيفهء خود را مىگرفت . همه‌جا هم از قول نه‌نه‌اش مىرفت دعا و سلام مىرساند . مىگويند يك سال در طهران بهار همين قسم شد مشار اليه بدون اطلاع كسى صبح صلوات‌گوئى كه آن‌وقت مرسوم بود آورده در بام خانه‌اش صلوات گفت تهيه و تدارك ختم ديد . آشنايان دروهمسايه گمان كردند نه‌نهء كريم فوت شده . حاضر شدند اما هيچ كدام از واقعه مسبوق نمىشد . در وسط ختم ناچار شدند از كريم جويا شوند كى فوت كرده . كريم جواب داد بهار مرحوم شده و من براى فوت او ختم گذاشته‌ام . خيلى باعث تفريح مردم شد و مبلغى كريم مخارج ختم را گرفت .